اخبار هنر ايران

مجسمه ديوار (oh,persepolis) اثر پرويز تناولي ساخته شده در 1975 ركورد خريد يك اثر هنري آسيايي را در حراج كريستي شكست  و به مبلغ دو ونيم ميليون دلار به فروش رفت

 

شب حراج کریستی در هتل جمیرا دوبی، شب هنرمندان ایران بود و اثر "پرسپولیس" ساخته پرویز تناولی مجسمه ساز ایرانی توانست با رکورد بی سابقه دو میلیون و ۵۰۰ هزار دلاری به عنوان گران قیمت ترین اثر این دوره از حراج کریستی در دوبی به فروش برسد که در تاریخ حراج کریستی در خاورمیانه نیز رکوردی بی سابقه است، زیرا گران قیمت ترین کار دوره گذشته حراج کریستی اثری از یک هنرمند مصری به نام مصطفی خلیل بود که به قیمت ۶۵۰ هزار دلار به فروش رفته بود.

شاعر ایستاده اثر پرویز تناولی

شاعر ایستاده اثر پرویز تناولی

امسال نه تنها تناولی رکوردی بی سابقه از خود بر جای گذاشت که آثار دیگر هنرمندان ایرانی نیز از فروش بالاتری برخوردار بود و چهار نفر نخست حراج از نظر قیمت آثار هنرمندان ایرانی بود. در چهارمین حراج بین المللی کریستی در دوبی، شش اثر ایرانی در میان هفت اثرنخست این حراج از نظر قیمت قرار داشت.

پرسپولیس اثر پرویز تناولی از مجموعه آثار متعلق به بانک پاسارگاد، پیش از حراج بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار دلار برآورد قیمت شده بود و کارشناسان پیش بینی کرده بودند که حداکثر تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار دلار به فروش رود، اما به قیمت دو میلیون و ۵۰۰ هزار دلار فروش رفت.

مجسمه پرسپولیس یکی از آثار تناولی است که بر اساس آثار بر جای مانده از ایران باستان کار شده است. اثر دیگری از تناولی نیز با نام "شاعر ایستاده"‌ به قیمت ۲۶۵ هزار دلار در این حراجی به فروش رفت.

اما گران ترین تابلو نقاشی هم متعلق به هنرمندان ایرانی بود. گران ترین تابلو نقاشی با نام "چهارباغ" متعلق به حسین زنده رودی نقاش برجسته ایرانی بود که به قیمت یک میلیون و ۵۰۰ هزار دلار فروش رفت. آثار دیگری نیز از زنده رودی در این حراجی عرضه شده بود که به ترتیب بین حدود 90 هزار تا ۶۰۰ هزار دلار به فروش رفتند.

حسین زنده رودی در آثارش از خط و نقاشی استفاده کرده بود و فروش بالای آثار او و سپس اثری از محمد احصایی که تخصص اصلی اش خط - نقاشی است، از علاقه و توجه خریداران حراج کریستی در دوبی به خط - نقاشی حکایت می کند. رتبه سوم فروش حراج کریستی به اثری از محمد احصایی با نام "او سپاسگذار است" با قیمت یک میلیون دلار رسید.

و اما فرهاد مشیری، رکورددار ایرانی حراج دوره قبل کریستی در دوبی، امسال در جای چهارم ایستاد و اثرش با نام "تا ابد دوستت دارم" به مبلغ ۷۰۰ هزار دلار فروخته شد. این هنرمند در سومین دوره حراج کریستی با فروش یکی از آثارش با عنوان "یک دنیا" به ارزش ۵۰۰ هزار دلار به عنوان گران ترین اثر ایرانی این حراج مطرح شده بود.

اثری از مصطفی خلیل گران ترین هنرمند عرب این دوره بعد از اثر فرهاد مشیری قرار گرفت و سپس هنرمندان ایرانی دیگرمانند حسین کاظمی و مسعود عربشاهی قرار داشتند.

در میان عکاسان ایرانی نیز اثری از شیرین نشاط با مبلغ ۲۵۰ هزار دلار در ردیف اول قرار دارد. عکسی از عباس کیارستمی نیز به قیمت حدود ۱۳۰ هزار دلار فروخته شد.

از جمله هنرمندان دیگر ایرانی که در این دوره از حراج کریستی آثارشان به فروش رفت می توان به رضا مافی، فرزامرز پیل آرام، کوروش شیشه گران، صداقت جباری، حسین خسروجردی، محسن وزیری مقدم، غلامحسین نامی، پرویز کلانتری و ناصر اویسی اشاره کرد.

اگرچه این حراجی به آثار هنرمندان ایرانی و عرب اختصاص داشت، اما در بخش جداگانه ای آثار هنرمندان دیگر کشورها نیز به فروش می رفت. رتبه نخست آثار غیر عرب و غیر ایرانی به یک اثر از رابرت ایندیانا اختصاص داشت که به مبلغ یک میلیون و ۵۰۰ هزار دلار فروخته شد و در ردیف گران ترین آثار این حراجی قرار گرفت.

در ردیف های بعدی این بخش آثار آنیش کاپور، جیم داین و تاکاشی موراکامی در ردیف های بعدی قرار گرفتند. پرتره های اندی وارهول از شاه سابق ایران و فرح دیبا نیز در همین بخش به فروش گذاشته شد که علی رغم صاحب نام بودن صاحب اثر از فروش بالایی برخوردار نشدند.

در چهارمین حراج بین‌المللی کریستی در دوبی ۱۹۸ اثر از هنرمندان ایران، مصر، سوریه، عراق، لبنان، الجزایر، مراکش، امارات عربی متحده، قطر، کویت، فلسطین، سودا"تا ابد دوستت دارم" اثر فرهاد مشیرین، بحرین، آمریکا، ایتالیا، مجارستان، فرانسه، ژاپن، انگلستان و هندوستان به حراج گذاشته شد که ۶۸ اثر به ۵۱ هنرمند ایرانی اختصاص داشت.

از ایران هنرمندان و کارشناسانی چون آیدین آغداشلو، یعقوب امدادیان، علیرضا سمیع آذر، علی اصغر اشرفی، کامبیز شریف و محمد فرنود نیز در این حراج حضور داشتند                                                                                                                                                         

نقل از BBC

 

"تا ابد دوستت دارم" اثر فرهاد مشیری            

 

 
 

فاجعه ملی// تخریب مجسمه ی ایرانی به دستور سفیر ایران در فرانسه

 

مجسمه رویش. وزن یک تن. ارتفاع هفت متر. جنس چوب نارون

مجسمه ی هفت متری رویش که یک شاهکار هنری بود به وسیله کارکنان سفارت ایران در فرانسه تخریب و نابود شد.

خلاصه ی ماجرا این است که مجسمه هفت متری رویش، ساخته کامبیز شریف که در سومین بینال مجسمه سازی از طرف مطرح ترین مجسمه سازان دنیا و ایران به عنوان اثر برگزیده شناخته شده بود در جریان توفان فرانسه آسیب می بیند و کارکنان سفارت فرانسه به جای آن که آستینی برای ترمیم آن بالا بزنند، مجسمه را تکه تکه می کنند و می گذارند بیرون از سفارت و چنان که رسم همه جای دنیاست «رویش» که در حکم زباله در مقابل در سفارت گذاشته شده به وسیله ی ماشین جمع آوری زباله می رود و برای همیشه دفن می شود.

این مجسمه به وسیله صادق خرازی، سفیر پیشین ایران در فرانسه به این سفارت منتقل شده بود و بنا به قراری مشترک بین کامبیز شریف و سفارت فرانسه، شریف باید هر سال یک بار برای ترمیم و کنترل آن به سفارت می رفته.

مجسمه ی «رویش» از جنس نارون بود. یک تن وزن داشت. گیاهی بود هفت متری که نمادگی از بالندگی توأم با سرکوب بود. دقیقن حکایت روئیدن بود؛ با تمام قصه هایش. این گیاه در ارتفاع شش متری خود کات خورده بود: سرکوب شده بود، اما در ساقه ای دیگر دوباره پیچیده بود بالا، تن کشیده بود و سر برآورده بود تا به خان هفتم رویش برسد.

کامبیز شریف گفت: حکایت خودم بود. نمادی از روئیدن خودم بود؛ از سرکوب شدنم و دوباره قد کشیدنم.

حالا کامبیز خان دوباره کات خورده. منتهی نه توی ارتفاع شش متری؛ بلکه یک متری:

 

معاون سفیر فرانسه: بیا یه قهوه بزنیم با هم! حله!

معاون سفیر فرانسه زنگ زده و گفته: «کامی جان چرا نمیای یه قهوه ای با هم بزنیم؟ پاشو بیا فرانسه، با هم صحبت می کنیم. قضیه را حل می کنیم. به هر حال هنوز یک متر از مجسمه ات باقی مانده. پاشو بیا فرانسه بیشتر صحبت می کنیم. قضیه را رسانه ای نکن. همه چیز را حل می کنیم.»

من گفتم: «شما در جوابش چی گفتی آقای شریف؟»

گفت: «من کوتاه نمیام. حتی حبیب الله صادقی رئیس موزه ی هنرهای معاصر (مجسمه رویش را موزه هنرهای معاصر در دوره ی مدیریت علیرضا سمیع آذر در اختیار سفارت قراره داده بوده) هم زنگ زد و همین حرف را زد :

 

حبیب الله صادقی: سلام کامی جان.

کامی: شما؟

حبیب الله صادقی: من حبیب الله صادقی هستم.

کامی: به جا نمیارم. ندیدم. نمی شناسم.

حبیب الله صادقی: بابا من رئیس موزه هنرهای معاصر هستم. صادقی!

کامی: متأسفانه شما رو نمی شناسم. بفرمایید.

حبیب الله صادقی: می خواستم در مورد مجسمه رویش باهاتون صحبت کنم. می دونم خیلی شرایط بدیه. الان ناراحتین. حق هم دارین. کامی جان چرا تشریف نمیاری اینجا درباره این مجسمه بیشتر صحبت کنیم؟ من خودم خیلی از این موضوع ناراحتم و حتما باید یه فکری به حالش بکنیم. منتها بهتره که این ماجرا رو خیلی جنجالیش نکنیم. به هر حال شما هم خودت شرایط رو بهتر می شناسی. ما همه ی ماجرا رو به خوبی و خوشی حل و فصل می کنیم. این خبر اگه همه جا پخش بشه فردا پس فردا به جمهوری اسلامی هم می گن: طالبان! که مجسمه هاشونو خراب می کردن...

کامی: من برای اون مجسمه چهار ماه و نیم زیر آفتاب زحمت کشیدم... تموم اون هفت متر رو با دستای خودم تراشیدم....

 

انجمن مجسمه سازان در سوراخ

مگر این کامی خان، قوم و قبیله ندارد؟ صنف ندارد؟ پس انجمن مجسمه سازان ایران توی کدام سوراخ است؟ پس کجاست طاهر شیخ‌الحکمایی- رئیس انجمن مجسمه سازان- وقتی مجسمه ی پرویز تناولی از باغ خانه هنرمندان با دستان پرتوان یک پیمانکار از بیخ و بن کنده و در انبار شهرداری دفن شد؟ کجاست این انجمن وقتی که مجسمه ی رویش را سپورهای فرانسوی شانغه، فانغه مانغه گویان تشییع می کنند. چند تا فحش آبدار هم لابد برای اجدادمان می فرستند که کجای فرهنگ شهروندی نوشته شده آدم یک تن چوب را یک جا می گذارد سر کوچه؟ چه خاصیتی دارد این همه صنف عریض و طویل که بی اجازه ی دولت آب نمی خورد؟

قوم و قبیله ی کامی البته از سوراخ بیرون خزیده. آن هم برای یک بار:

طاهر شیخ‌الحکمایی: «ما نمی تونیم اعتراضی بکنیم آقای شریف. ما در موقعیت ضعفیم. مسأله یهو سیاسی می شه و نمی شه کنترلش کرد. به نفع هیچ کس نیست.»

 

من: آقای شریف! یعنی  صنف حاضر نیست پای شما وایسه؟ یه بیانیه ای، اعتراضی، چیزی....؟

کامبیز شریف: نه. می ترسن صندلیشون رو از دست بدن.

من: خودتون چی؟

کامبیز شریف: داریم تلاش می کنیم با بچه ها یه بیانیه بنویسیم.

من: مجسمه چی می شه؟ هیج رقمی نمی شه پیداش کرد؟

کامبیز شریف: مجسمه رفته قاطی آشغالا.

من: وقتی ساختینش چند سالتون بود؟

کامبیز شریف: 24 سالم بود. با مصیبت ساختمش. پول نداشتم. دار و ندارم رو گذاشتم تا این مجسمه رسید به ارتفاع هفت متری.

 

وزارت امور خارجه در حال ماله کشی

از یکی از همکارانم در رسانه ای که به دلایلی ترجیح می دهم نامی از آن نبرم خواستم لطف کند، با وزارت امور خارجه تماس بگیرد و کسی را پیدا کند تا برای مصاحبه روی آنتن ببریم اما تلاش همکارم و مذاکراتش با رابط خبری در وزارت امور خارجه هیچ نتیجه ای نداشت. وزارت امور خارجه به هیچ وجه حاضر نشد در این باره مصاحبه ای صورت بگیرد.

راستی چطور یک وزارت خانه می تواند بعد از چنین اتفاقی که علیرضا سمیع آذر از آن به عنوان یک فاجعه ی ملی یاد می کند حتی در یک سطر هم مراتب تأسف و عذرخواهی خود را اعلام نکند؟ تأسف؟ وزارت امور خارجه در کمال وقاحت توضیحات خجالت آوری برای خبرگزاری ایسنا ارسال کرده که در آن کوشیده تا هر نوع مسئولیتی را از گردن خود باز کند.

این وزارت خانه در حال حاضر با تمام قوا تلاش می کند جلوی هر سوراخی را برای جلوگیری از درز پیدا کردن و گسترش خبر بگیرد. خوشبختانه بعد از ایسنا، روزنامه اعتماد ملی راه افتاده و احتمالا پرچم این رسوایی ملی را به زودی بالا می برد.

 

آن ها که برای فیلم 300 گریبان می دریدند و سینه چاک می کردند که دامن بلند تاریخ و فرهنگشان لکه دار شده اصلا این خبر را شنیده اند؟ اگر بشنوند چه واکنشی دارند؟ یقین دارم آن ها که همچون ناموسشان از «وطن» می نویسند مجسمه ی هفت متری رویش را برخلاف کارکنان سفارت ایران در فرانسه، صرفن هفت متر چوب فرض نمی کنند.

تو اسم نابودی مجسمه ی «رویش»، تکه تکه شدن مجسمه «تقدیس» ساخته پرویز تناولی را چی می گذاری؟

من نامش را می گذارم: «ترور هنر»

    

         نقل از:     www.eistgah.blogfa.com

 

شهرداري تهران انجمن مجسمه سازان ايران را بي‌خانمان مي‌كند

تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۶/۰۶/۲۸‬

داخلي. فرهنگي. تجسمي. شهرداري.

"طاهر شيخ‌الحكمايي"، رئيس انجمن مجسمه سازان ايران گفت: شهرداري منطقه شش دستور تخليه ساختمان آموزشي انجمن مجسمه سازان ايران را صادر كرده و به اين ترتيب موجب توقف فعاليت آموزشي اين انجمن شده است.

وي روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگي ايرنا،افزود:
ملك ساختمان آموزشي انجمن مجسمه سازان ايران متعلق به شهرداري است كه جهت استفاده به عنوان فضاي آموزشي در اختيار اين انجمن قرار داده شده است و انجمن مجسمه سازان ايران در راستاي اعتلاي هنر و فرهنگ در كشور به شكل صد در صد غير انتفاعي در اين ملك به آموزش هنر مجسمه‌سازي مشغول است.

او افزود: متاسفانه امروز ماموراني از سوي شهرداري به اين مكان مراجعه كردند و در حالي كه كلاس‌هاي مجسمه‌سازي دانشگاه جهاد در اين مكان برقرار بود ، دستور توقف فعاليت‌ها و تخليه محل ظرف مدت يك هفته را ابلاغ كردند.

شيخ‌الحكمايي با اشاره به مسئوليت‌هاي شهرداري در مورد توسعه فرهنگي كشور گفت: چنين برخورد ضربتي با هنر و انجمن‌هاي هنري موجب نابساماني و تلاطم جو هنري كشور مي‌شود.

او افزود: كارگاه‌هاي آموزشي غير انتفاعي انجمن مجسمه‌سازان موجب گسترش و توسعه هنر مجسمه‌سازي در كشور است.

رئيس انجمن هنرمندان مجسمه ساز تاكيد كرد: شهرداري‌ها در همه جهان تمام تلاش خود را به كار مي‌بندند تا موجبات گسترش هنر و فرهنگ را در سطح شهر و منطقه تحت پوشش خود فراهم كنند .

درحالي كه انجمن مجسمه سازان به شكل غير انتفاعي اقدام به آموزش هنر در تهران كرده است ، دستور توقف فعاليت‌ها نه تنها موجب ضربه به هنر كشور است بلكه موجب سرخوردگي و ايجاد زمينه انحراف در جمع بزرگي از جوانان كشور كه با استفاده ازاين امكانات به فراگيري هنر مشغول هستند نيز مي‌شود.

همچنين پريسا خضابي از اعضاي شوراي سياستگذاري دوسالانه مجسمه‌سازي ايران و عضو انجمن مجسمه سازان گفت : بسياري از آموزش‌هايي كه در محل آموزشگاه انجمن مجسمه سازان تدريس مي‌شود در راستاي گسترش معنويت در هنر است و براي نمونه يكي از كلاس‌هاي ويژه انجمن اختصاص به فضاسازي سوره‌هاي مبارك قرآن كريم دارد .

خضابي گفت : متاسفانه در ابلاغ شهرداري به انجمن آمده است كه بنا به دستور شهردار محترم تهران و مدير كل املاك و مستغلات انجمن بايد ظرف يك هفته نسبت به تخليه محل آموزشگاه اقدام كند و در غير اين صورت شهرداري بدون مراجعه به مراجع قضايي، راسا خود دست به اين كار مي‌زند.

خضابي افزود : شهرداري‌ها در جهان بايد مروج فرهنگ و هنر باشند و به حمايت از آن بپردازند در حالي كه ابلاغ شهرداري درمورد انجمن رويه‌اي متفاوت است .

ساختمان آموزشگاه انجمن هنرمندان نقاش ايران در ميدان انقلاب خيابان كارگر شمالي كوچه امين واقع است.